ملودیای مامان و بابا
خاطرات ملودیا
لینک دوستان
1417969685549.jpg
 
26822800030942186739.jpg
 
به رزگلیم گفتم دوست دارم ی دنیاااااا ...رزگل گفت دنیا مال منه ؟؟
گفتم آره دنیا مال تو  .گفتی بیا دوتایی سوارش شیم بلییم ..
حالا من و رز گل سوار دنیاییم و داریم میریم هر جا و هر کجا که دل رزگلم خوش باشه و لبش خندون .

 

 
 
 
[ دوشنبه هفدهم آذر 1393 ] [ 11:31 ] [ مامان نسیم وبابا ]
[ سه شنبه یازدهم آذر 1393 ] [ 11:43 ] [ مامان نسیم وبابا ]
img_۲۰۱۴۱۰۲۳_۱۰۰۸۱۴.jpg
 
img_۲۰۱۴۱۰۲۸_۱۷۰۹۳۲.jpg
 
وجودت شده زندگی
 
وقتی بهت میگم عشق مامان کیه میگی تُخ پُخ (تخم مرغ ) بعد خودت کلی به حرفت می خندی و میگی عخشت منم .
وقتی میخوایی با لگوهات بازی کنی میبینی مامان کار داره و نمیتونه بیاد کنارت بعد از 5 دقیقه بلند میشی میایی میگی مامانی من خسته ام تو بولو بازی تُن .
وقتی شیر میخوایی میگی مامانی شیر لُطن (لطفاً )
وقتی مامانی از سر کار میاد و بهت میگه رزگلی چه خبر میگی سپاتی (سلامتی )
تازگیها هر وقت چیزی بهت میگیم که خوشت بیاد زود شروع میکنی به بالا و پایین پریدن و میگی آخ جون
اولی که شعر ها رو یاد گرفته بودی کامل می خوندی ولی الان یه ذره از ی توپ دارم قلقلیه و یه ذره از یه شعر دیگه می خونی (کلاً قاطی کردی همه رو )نمی دونم شاید هم عمداً این کار رو میکنی چون خودت به شعر خوندنت می خندی .
کلی کارای شیرین دیگه داری که الان دیگه حضور ذهن ندارم گلکم.
 
 
 
[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 14:16 ] [ مامان نسیم وبابا ]
img_۲۰۱۴۱۱۱۰_۱۷۳۳۴۵-1.jpg
img_۲۰۱۴۱۰۲۰_۰۸۰۸۱۵.jpg
 
لغتنامه این دخترک خونه ما
نوخ = خون
خوسته= سوخته
خ به شیر= شب به خیر
خ به صب = صبح به خیر
بابا تیلم =بابا کرم
هیمو = لیمو
 
دخترکم هیچوقت تسلیم نشو تو خیلی چیزها رو در درونت داری و نجیبترینشون احساس خوشبختیه
 
[ سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 ] [ 14:23 ] [ مامان نسیم وبابا ]
روز عاشورا دایی وحید اومد کرمان و شما دخترک مامانی با بهراد و امیر علی دنیایی داشتی و مهمترین کارت هم این بود که طبلت رو دادی به بهراد و زنجیر بهراد رو گرفتی .

img_۲۰۱۴۱۱۰۴_۱۰۵۸۱۴.jpg


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 12:58 ] [ مامان نسیم وبابا ]

آماده شدی برا رفتن روز تاسوعا
img_۲۰۱۴۱۱۰۳_۱۰۰۷۵۰.jpg
img_۲۰۱۴۱۱۰۳_۱۰۴۹۵۴.jpg
داشتی طبل می زدی گاهی هم بلند میگفتی ها حسین


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 11:39 ] [ مامان نسیم وبابا ]
می خواستم برات بنویسم ولی نوشته ای که هی بنویسی و دوباره پاک کنی آخرشم نوشته نمیشه .انگاری صفحات مغزم قاطی شدن .اول باید اونا رو ردیف کنم بعد برات می نویسم عشق مامان .

قول میدم زود زود هم عکس بزارم و هم از حرفات و کارهات بنویسم.


[ سه شنبه بیستم آبان 1393 ] [ 9:29 ] [ مامان نسیم وبابا ]
img_۲۰۱۴۱۰۰۹_۰۹۴۴۲۵.jpg
 
img_۲۰۱۴۱۰۰۹_۱۰۰۲۳۵.jpg
دخترکم به مهد عادت کرده و هر روز بدون ناراحتی میره فقط قبلش باید شیر و ماست و شکلات تلخش رو بگیرم حتما بذارم کیفش .
شعر یه توپ دارم قلقلیه
توپولویم توپولو
زنبوره نیش داره نیش نیش
شیشه شکست پولش ندادیم (شعرش نمی دونم چیه گاهی رز تو خونه با خودش تکرار می کنه )
از یک تا 6  رو بلده
حسنی نگو بلا تا نصفه می خونه
رز گل اول اسمش میگفت نوزی بعد شد نونوژ حالا چند روزه شده نوژتل به ضمه ت
 
[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 11:7 ] [ مامان نسیم وبابا ]
[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 15:6 ] [ مامان نسیم وبابا ]
[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 14:46 ] [ مامان نسیم وبابا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اسمم رزگل ، شهرتم؟؟؟ تولدم 29/7/91 ، محل تولدم بیمارستان مهرگان کرمان
دکترم خانم دکتر شهلا صفاریان
بابا میگه عاشقمه ، مامانی میگه همه زندگیشم پس ختم کلام من خوشبخترین خوشبخت این دنیای خاکیم